بر ما چه گذشت؟!...
بالاخره از شر اين كنكور هم خلاص شديم گرچه شايد سال ديگه هم كنكوري باشم ....
كنكور به نظر من خيلي سخت بود و خدا خيرشون نده اما شايد اوني كه مي خوام قبول شم شايد...

توي اين يك سال بهم خيلي سخت گدشت شايد اونجوري كه بايد درس نخوندم ولي خيلي به خودم سخت گرفتم شايد واسه اينكه خيلي چيزارو نمي دونستم ، تنها چيزي كه از يه آدم كنكوري تو ذهنم بود اين بود كه كنكوري ها زندگي نمي كنن و منم به جرات مي تونم بگم تو اين مدت زندگي نكردم .....

خيلي ها سعي مي كردن تو اين مدت بهم كمك كنن كه واقعن هم كمك كردن ، بعضي ها هم كه اصلا هيچ اطلاعاتي راجع به كنكور نداشتن واسه خو دشون نظر مي دادن ولي من بيشتر راه خودمو مي رفتم خيلي وقتها به نفعم بود ، و كاهي هم به ضررم ،نا گفته نماند حرف كسايي كه قبو لشون داشتم در راهي كه مي رفتم تاثير زيادي داشت...

عده ي بسياري هم در اين بين سعي مي كردن به هر طريقي هست نابودم كنن !!!!
در كل امسال همه واسم يه جور ديگه بودن ، اينقدر دوستام بهم ضربه ميزدن كه واقعن باورم نمي شد .
هر كي فقط به اين فكر بود كه رقيباشو كم كنه . اين اواخر تازه يكم رفتارشون اومد دستم و واقعا به هيچكس كار نداشتم.. يعني كنكور ارزش اين كارارو داشت؟!...
شايدم داره و من نمي فهمم بگذريم...

در كل اين مدت فقط به بعد كنكور فكر مي كردم ، به اينكه تا چند وقت ديگه لازم نيست زندگيم اينقدر تكراري باشه...
اينم بايد بگم من ياد نداشتم از كنكوري بودنم استفاده كنم ،ولي امسال آدم شناس خوبي شدم ...از خيلي ها در حد مرگ متنفر شدم ... باز هم بگذريم....

1 ماه قبل از كنكور در حد مرگ حالم بد بود اگر همونطوري ادامه مي دادم به كنكور نمي رسيدم مامانم نجاتم داد، واقعا اگه نبود هيچي، اونقدر بهم رسيد كه هفته ي آخر و حتي روز آخر هيچ استرسي نداشتم و با آرامش كامل رفتم سر جلسه(البته اول خدا بعد مامانم ) !!!

سر جلسه ي كنكور هم هيچ استرسي نداشتم وعمومي هامو خيلي خوب زدم به نظر خودم، البته فاكتور از اينكه بطور اشتباهي 10تا سوال زبان رو نديده جواب ندادم(فكر مي كردم 1 reading بيشتر نيست نگو 2تا بوده...)
و اختصاصي هام به آخر رياضي كه رسيدم فهميدم چه گندي زدم لعنتي سخت بود منم هر چي شك داشتم نزدم اين شد كه حسابي اعصابم ريخت بهم ولي به سرعت خودمو كنترل كردم و در كل كنكورمو نميشه گفت بد دادم اما خوب هم نبود..

و اما بعد از جلسه ي كنكور، با نيشي كاملا باز از جلسه خارج شدم كه ديدم مامانم دم در منتظر بود و از اونجا مارو يه راست برد فرودگاه منم كه از همه جا بي خبر فكر مي كردم سر كارم گداشته ولي نگو بليت كيش داشتيم( ايول برنامه ريزي) خلاصه 2ساعت بعد از كنكور من كيش بودم و خودم هم باورم نمي شد ، كلي خوش گدشت، جاي شما هم خالي بود:D

ديروز هم به سلامتي كنكور دانشگاه آزاد به صورتي كاملا آزاد تموم شد من كل كنكور سوت مي زدم.
چقدر خوب مي شد يكم با كنكور سراسري تفاهم داشتند نه به اون سختي نه به اين آسوني ،احسنت به اين نظام !!!



و اما سخن آخر، خواهشا ديگه ازم نپرسيد كنكور چطور بود و كنكوري هاي محترم من اصلا مايل نيستم بدونم شما كنكورتونو چطور داديد... 2حالت بيشتر نداره يا قبول مي شم يا مي خونم واسه سال ديگه اصلا نگران نباشيد:D (البته ميدونم بيشتر نگران خودتونين ...)
زنذگي ، طلاق !!
چي مي شد مثل وقتيكه 2 نفر از هم خسته ميشن طلاق مي گيرن ، ميشد وقتي از زندگي خسته ميشم طلاقشو بدم بره خونه باباش!؟!

كاش كه مي شد...
چند تا چرت و پرت
Image and video hosting by TinyPic" -
1.اگر اسکلت از بالای دیوار بپرد پایین چه می شود؟؟هیچوقت این کار را نمی کند چون جیگر ندارد ! :D
2.نصف النهار چیست؟ همان شام است که در واقع نصف نهار است که برای شام مانده است .
3.اگر کسی قلبش ایستاده بود چه می کنید؟ برایش صندلی می گذاریم !
4.دارچین چگونه درست می شود؟ وقتی یک چینی را دار بزنند.
5.چرا باری آدرس اینترنت به جای یک wسه تا w می گذارند؟ چون کار از محکم کاری عیب نمی کند!
6.برای قطع جریان برق چه باید کرد؟ باید قبض ان را پرداخت نکرد !
7.چرا مار نمی تواند به مسافرت برود؟ چون دست ندارد که موقع خداحافظی تکان دهد !
8.چرا لک لک موقع خواب یک پایش را بالا می گیرد؟ چون اگر دو تا پارو بالا بگیرد می افتد !
9.اگر شخصی خیلی سرشناس باشد , به نظر شما چه کاره است؟ آرایشگر !
10.اگر تلویزیون روشن نشد چه می کنید؟ آن را هل می دهیم می زنیم کانال دو !
11.شباهت دماسنج با ورقه ی امتحان در چیست؟ هر دو وقتی به صفر می رسند تن آدم می لرزد !
12.شباهت نون سوخته با آدم غرق شده چیست؟ هر دو تا شونو دیر کشیدن بیرون!
13.فرق باتری با مادر زن چیست ؟ باتری حداقل یک قطب مثبت دارد اما مادر زن هیچ قطب مثبتی ندارد !
14.چگونه زیر دریایی لر ها را غرق می کنند؟ یه غواص می ره در می زنه !
15.ناف چیست؟ نمرهی صفری است که طبیعت به شکم بی هنر داده است !
16چرا ترک ها با دو دست , دست می دهند؟ چون فرق دست راست و چپ رو نمی دونند !
17.چرا ترک ها همیشه 18 تایی می رن سینما؟ چون برای کمتر از 18 ممنوع بوده !
7تیر
این پلیس ها دیروز چی می گفتن کل پارک ملت محاصره کرده بودن ؟؟؟؟

ای دهنشون....(خودتون منظورمو بفهمین دیگه)

هی می خوام سیاسی ننویسم نمی ذارن دهنم بسته باشه که؟؟؟!!! عجب مملکتی ! به به...
در این مدت....
Image and video hosting by TinyPic"
همچنان قصد آپ کردن وبلاگ نداشتم, ولی دیدم خیلی زشته دیگه :d

شکر خدا , 25 خرداد امتحانات مرگبار نهایی به پایان رسید(الحمد الله ) و من نیز جان سالم به در بردم :D
ولی تا 1 هفته بعدش همچنان رمق وبلاگ آپ کردن نداشتم , بعد از 1 هفته هم درگیر کارنامه و کلاس کنکور و مدرسه و آزمون بودم !
این شد که تازه امروز دارم آپ می کنم ....


بدبختانه باید درس و هم شروع کنم و تا 1 سال آب خوش از گلوم پایین نمی ره , دقیقا 364روز دیگه کنکور دارم , چون کنکور ریاضی دیروز بود !!!

خوب از درس و کنکور بگذریم , تو این 2 هفته اصلا خوش نگذشت , همش استرس کارنامه داشتم ,جای خاصیم نرفتم بعد از اینم خوش نخواهد گذشت ....

دیگه واقعا حرفی ندارم واسه گفتن , می خوام اگه وقت بشه وبلاگو از دفترچه خاطراتی در بیارم ...(با اجازه کنکور ..!)